خواجه نظام الملك الطوسي
206
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى )
اجل بنده را بپرستارى بپذيرد چنان كه خاتون بزرگوار پذيرفت تا بنده باقى عمر در اين خدمت بزرگ بسر برد . » 26 - خاقان فراوان نيكويى گفت و پذرفتارى كرد . و بعد از آن هر دو سه روز كه پيش خاتون رفتى جفتى انگشترى لعل يا فيروزهاى يا مقنعى قصب و يا چيزى از ظرايف « 1 » قيمتى پيش خاتون نهادى و حكايتها و افسانههاى خوش گفتى . خاتون خاقان را چنان كرد كه يك روز بىاو نشكيفتى و در شرم و خجالت او افتاده بودند ، هرچه بر او عرضه كردندى از ديه وضيعت خاص نپذيرفتى و هرچند روز از اين سراى كه او را فروآورده بودند برنشستى و بديهها رفتى سه فرسنگ و چهار فرسنگ و پنج فرسنگى شهر [ 90 b ] كه « من ضيعتى مىخرم . » سه چهار روز آنجا بودى و عيبى بكردى و عذرى بنهادى و نخريدى و باز شهر آمدى . چون خاتون و خاقان بطلب او فرستادندى كه « چرا پاى بازگرفته است و بنزديك ما نمىآيد ؟ » گفتندى « ملكى مىخرد بفلان ديه ، امروز دو سه روز است تا برفته است . » خاتون و خاقان خرّم شدندى ، گفتندى « دل اينجا بنهاد . » و هم بر اينگونه مدّت شش ماه پيش خدمت ايشان مىبود و چند دفعت خاتون او را گفت كه « خاقان پيوسته با من مىگويد كه « هر وقت كه او را مىبينم شرمسار مىشوم و چندين خدمت كه ما را مىكند و هرچند روزى ظرايفى « 2 » پيش ما مىآرد و هرچه بر او عرضه مىكنيم نمىپذيرد و من هرگز زنى بدين نيكى نديدهام . آخر چه بايد كرد ما را با او ؟ » و من نيز هزار بار شرمسارترم از او « 3 » . » او گفتى « هيچ نعمتى مرا بهتر از ديدار خداوندان نيست كه خداى عزّ و جلّ روزى كرده است و چون مرا حاجتى بايد خواهم و گستاخى
--> ( 1 ) - ظرايف N : تحفه P - : C ( 2 ) - ظرايفى N : ظرايف KB : تحفهء P - : C ( 3 ) - و من نيز هزار بار شرمسارترم از تو C : . . . از او B : . . . از خاقان از تو NP - : K